كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
705
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نظم روزگارت همه خوش باد كه در دولت تو * روزگار و سر كار همه خوش مىگذرد و آن حضرت خواتين را به جانب سلطانيه روان فرموده شكاركنان . مصرع به كوهستان گرجستان برآمد و مخالفان را كه در موضع قراقلقان بودند مقهور ساخته به شهر تفليس كه تختگاه آن ولايت است رسيد و از آنجا بازگشته به ولايت شكى آمد و امير حاجى سيف الدين و امير جهانشاه بهادر را به ايلغار بر آن قرار فرستاد كه هركه انقياد نمايد ايمن سازند و هركه مخالفت ورزد از بنياد براندازند و امرا مخالفان را تاخته و همه را مقهور ساخته و اموال فراوان يافته و عنان فتح و ظفر تافته . مصرع به درگاه عالم پناه آمدند و امير شيخ نور الدين به كوهستان رفته و حاكم آنجا سيد على « 1 » مال و ملك گذاشته فرار نمود و شيخ نور الدين تمام آن ولايت را غارت و تاراج كرده به اردوى همايون پيوست . در اين اثنا ، به مسامع جلال رسيد كه جمعى از لشكر پادشاه تغتمش از دربند گذشتهاند . « 2 » حضرت صاحبقران فى الحال متوجه ايشان شد و مخالفان از آوازهء آن حضرت هزيمت نمودند و حضرت در موضع محمودآباد اتّفاق قشلاق فرمود « 3 » و آقايان را از سلطانيه طلب داشته آن زمستان در آن مقام به عيش گذرانيدند و شاهزاده جوانبخت اميرانشاه گوركان از ظاهر النجق به اردوى همايون آمد و از صلب شاهزاده فرزندى ارجمند جهان را به نور حضور مشرف ساخته ايجل سلطان نام
--> ( 1 ) . ظف : « سيد على شكى ارلات » ( ص 520 ) . ( 2 ) . ظف : « و بعضى ولايات شروانات را تاختند . » ( ص 521 ) . ( 3 ) . ظف : « به قرب قريهء فخرآباد در قالين گنبد . »